پیوند مقالۀ "رازِ هزاره:حداکثرِ استفاده از نسلِ Y"

0
S.Shokri این مطلب رو نوشت. 24 سپتامبر 2014

وضعیت ارتباطات، "هشتگ"،"اینستاگرام"،"ریک رولینگ"،"لال کتس LolCats"،"اوام جیOMG" و "Yolo#" ده سال پیش اینها هیچ معنایی نداشتند.برای بسیاری هنوز هم عاری از معنا هستند.آنها دردنیایی هستند که در سیطرۀ جوانترین نسلِ نیروی کارقراردارد: نسل هزاره... .

با سلام:

با توجه به استقبالی که همکاران ارجمند از مقالۀ"رازِ هزاره:حداکثرِ استفاده از نسلY" نمودند، این عنوان در تالار به عنوان محیطی برای بحث در این باره پدید آمده است. پیوند زیر برای مشاهدۀ مقاله ارائه می شود:

http://hma.ir/CMS/ContentsList.aspx?CCGID=2&CCID=10

آخرین ویرایش 30 اُكتبر 2014

18 نظرات
0
S.Shokri این مطلب رو نوشت. 27 سپتامبر 2014

بر آن شدیم در خصوصِ" نسل هزاره" از بازدیدکنندگان محترمِ تالار گفتگو، نظر ستجی کنیم.از این که موسسه را در آگاهی نسبت به دیدگاه هایتان یاری می کنید سپاسگذاریم.

1-حضور و نیازهای نسل هزاره را در کشورمان چگونه وتا چه حد ملموس می دانید؟

2-تفاوت های بنیادینِ نسل هزاره در کشورِ ما(و بنابراین روش برخورد با آن) در مقایسه با سایرکشور ها چیست؟

3-نسل هزاره در کشورما چه برتری هایی نسبت به کشور های دیگر دارد؟

4-نسل هزاره،از نظر سطح انتظارات،چه نقاط تمایز و تشابهی با جوامع دیگر دارد؟

5-نسل هزاره برای رسیدن به کمالِ مطلوب،باید از کدام ویژگی های دو نسل قبل،فراگیری داشته باشد؟

6-چه آینده ای را ازتاثیرِ نسلِ هزاره در جهان می توانید تصویر کنید؟

7-برجسته ترین مزیتی که نسل هزاره برای کارفرمایان دارد چیست؟

8-مهم ترین امتیازی که نسل هزاره از آن برخوردار است چیست؟

9-مهمترین شاخص وضعیتِ رقابتِ نسل هزاره با دو نسل دیگر در کشورمان چیست؟

10-کارفرمایان در کشور ما تا چه حد در دست یافتن به دید تازه نسبت به کسب و کاراز مجرای کار با نسل هزاره موفق بوده اند؟

0
Narimani این مطلب رو نوشت. 27 سپتامبر 2014

ازآقاى ستارشكرى براى ترجمه مقاله راز هزاره. ومطرح نمودن اين مبحث درتالارگفتگوى موسسه تشكر ميكنم هرچندكه آماردقيقى ازنسبت اين نسل به نسل هاى پيشين ندارم ولى به صورت منطقى بايد انتظار داشت كه وزن اين نسل دركشورمانسبت به نسل هاى پيش سنگين ترازجوامع غربى باشد.در خصوص حرفه حسابرسى هم آمارى دردست ندارم ولى در خصوص اين نسبت در موسسه از خانم احمدلوخواهش ميكنم آمار شفاف آنرا منتشركنند. سؤالات مطرح شده توسط ستار سؤالات خوبى است وسؤالات بسيار ديگرى هم ميتواندمطرح گرددولى درحال حاضرمن فقط به سؤال ٧ ميتوانم قاطعانه پاسخ دهم: كليددستيابى به فناورى هاى جديد درحرفه حسابرسى در دستان اين نسل است.

امیرحسین نریمانی

0
S.Shokri این مطلب رو نوشت. 27 سپتامبر 2014

با تشکر از جناب نریمانی.در خصوص سئوال 5،،باید گفت گرایش ناخودآگاه اکثریت انسان ها به ذهن به موازات جلو رفتن زمان مسئله ای چشمگیر است.اگر این نوعی پیش داوری نباشد،به نظر می رسد نسل هزاره عمدتا در زمینه هایی از قبیلِ پشتکار،استقامت،روش زیستِ توام با سلامت روح و روان و روش تعامل با سایرین(همکاران) در موقعیت های بحرانی و موارد مشابه از نسل های پیشین یادگیری داشته باشند.البته باید این را در نظر گرفت که شاید تعریفِ همۀ این موارد برای این نسل متفاوت باشد.ضمنا در شرایط خاص،پیش می آید که مهارت استفاده ازفناوری های فراموش شدۀ قدیم،اهمیت یابند که مسلما اعضایی از این نسل اجبارا به فراگیریِ آنها بپردازند.این یادآور رمان"خورشید عریان"(اثرِ ایزاک آسیموف) است که در آن در سیاره ای دیگر یک حکومت رباتی تشکیل می شود.اما شورشی که بین ساکنین سیاره صورت می پذیرد را تنها یک انسان زمینی که با سفینه به آن سفر می کند می تواند حل و فصل کند.

با تشکر

ستارشکری

0
100557 این مطلب رو نوشت. 27 سپتامبر 2014

تنها چیزی که برای آدمها در دنیا همیشگی خواهد بود تغییر است و عبور از میان سالی و مشاهده تولد نسل بعد از خود است.
به اعتقاد من با توجه به شرایط کشور نسل هزاره در کشور ما تازه در حال شکر گرفتن است این در حالی است که نسل هزاره در کشورهای موضوع مقاله درحال شکل دادن به جوامع خود هستند. البته اگر نسل 1983 - 2000 را در کشور نسل هزاره بنامیم تفاوتها عمدتا در ساختار جامعه و محدودیتهای حاکم بر نسل ما زمینه ساز تفاوتهای بنیادین آنها خواهد بود که توضیح آن خود مثنوی 70 من کاغذ است آقای شگری به پرسشهای شما با دیدگاهی که دارم پاسخ میدهم:

1- حضور و نیازهای نسل هزاره را در کشورمان چگونه وتا چه حد ملموس می دانید؟
متاسفانه حضور نسل هزاره با آن مشخصات که در مقاله درج شده مشهود نیست و یا دسته کم تیپ غالب نیست، زیرا شرایط برای تولد این نسل در کشور مهیا نگریده است.
2-تفاوت های بنیادینِ نسل هزاره در کشورِ ما (و بنابراین روش برخورد با آن) در مقایسه با سایرکشور ها چیست؟
نسل هزاره در جوامع غربی مدتهاست ارکان راهبردی جامعه خود را د دست گرفته‌اند این در حالیست که نسل هزاره در ایران متاسفانه موفق به دست گرفتن افسار لجام گسیخته زندگی خود نشده‌اند.
3-نسل هزاره در کشورما چه برتری هایی نسبت به کشور های دیگر دارد؟
اگر اعتقادات دینی و مذهبی را نادیده بگیریم، متاسفانه برتری خاصی مشاهده نمی‌کنم چراکه در زمینه‌های علم و فن آوری و دانش استفاده از آنها به عینه عقب هستیم و همواره نیازمند الگو برداری از تجارب و دست آوردهای آنها هستیم
4-نسل هزاره،از نظر سطح انتظارات،چه نقاط تمایز و تشابهی با جوامع دیگر دارد؟
نسل هزاره در کشورما عمدتا بدنبال حداقلهاست جال آنکه در جوامع موضوع مقاله نسل هزاره بدنبال ایده آلها.
5-نسل هزاره برای رسیدن به کمالِ مطلوب،باید از کدام ویژگی های دو نسل قبل،فراگیری داشته باشد؟
راستش برایم مشخص نیست منظور کدام دو نسل است آیا منظور دو نسل قبلی در کشورهای موضوع مقاله است یا دو نسل قبلی در ایران.
جدیت، پشتکار، تلاش و فداکاری
6- چه آینده ای را از تاثیرِ نسلِ هزاره در جهان می توانید تصویر کنید؟
تنها چیزی که برای آدمها در دنیا همیشگی خواهد بود تغییر است و عبور از میان سالی و مشاهده تولد نسل بعد از خود است.
نسل هزاره هم شاهد پیدایش نسلی خواهد بود که به مراتب از رفاه بیشتری برخوردار خواهد بود نسلی که به گفته استیون ویلیام هاوکینگ پایه هایی را که فیزیک بر آن بنا نهاده شده را به چالش خواهد خواند.
7-برجسته ترین مزیتی که نسل هزاره برای کارفرمایان دارد چیست؟ خلاقیت و ابتکار و جرئت چراکه حاضر است هزار راه نرفته را برود اما راه نسل قبلی را نرود و اثبات کند برای انجام کارها همواره یک راه بهتر هست
8-مهم ترین امتیازی که نسل هزاره از آن برخوردار است چیست؟
پشتوانه و اعتمادی که نسل قبلی به آن دارد و فضایی است که نسل قبلی برای کارکردن این نسل در اختیارش نهاده البته در کشور ما ...
9-مهمترین شاخص وضعیتِ رقابتِ نسل هزاره با دو نسل دیگر در کشورمان چیست؟
راستش را بخواهید نسل هزاره از نسل قبلی به هزار و یک دلیل دل پری دارد. اما مهمترین شاخص وضعیت رقابت میان دو نسل را میتوان به تمایل شدید نسل جدید در دست گرفتن زمام امور سیاسی و اقتصادی دانست که با مخالفت و مقاومت شدید نسل قبلی همراه است.
10-کارفرمایان در کشور ما تا چه حد در دست یافتن به دید تازه نسبت به کسب و کاراز مجرای کار با نسل هزاره موفق بوده اند؟
متاسفانه در این رابطه قادر به اظهار نظر نیستم چون به طول کلی نسل هزاره در کشور جایگاه ویژه خود را نیافته است که اثرگذاری لازم را داشته باشد

آخرین ویرایش 29 سپتامبر 2014

samir karamkhani

0
S.Shokri این مطلب رو نوشت. 27 سپتامبر 2014

دوستان توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که قرار دادنِ سئوال 2 در ابتدای سئوالات با این منظور بوده است که تفاوت های بتیادینِ نسل هزاره در کشورمان با کشور های دیگر در بدو امر مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و هدایت بحث را بر عهده بگیرد. اینکه طبقه بندیِ عملی و یا مشهود در کشورمان با متن متفاوت باشد قابلیت تجزیه و تحلیل وسیع دارد و مسلما تطابق کامل با تصویر ارائه شده در مقاله ندارد.پرداختن به این تفاوت برای تحلیل سئوالات مربوط به کشورمان از اولویت زمانی برخوردار است.با تشکر

0
Narimani این مطلب رو نوشت. 27 سپتامبر 2014

آقاى كرمخانى پيشنهاد ميكنم بيش وپيش ازاين كه در صدد پاسخگويي به سؤالات برآييم بهتر است بر شناخت ويژگي هاى اين نسل متمركز شويم چرا شما فكر ميكنيد كه حضور اين نسل در ايران مشهود نيست ؟البته شما أشاره كرده أيد كه با مشخصات مندرج در مقاله مشهود نيست كه خود اين هم جاى بررسى دارد ولى چند نفرازدوستان وهم سن وسالان خود راميشناسيد كه بامفاهيم واصطلاحات مندرج در صدر مقاله آشنايى نداشته باشند ودر طرف مقابل چند نفر ازنسل قبل شما باآنها آشنايى دارند بدون اين كه به عمق آشنايى آنهابپردازيم.

امیرحسین نریمانی

0
S.Shokri این مطلب رو نوشت. 28 سپتامبر 2014

فکر می کنم بحث در خصوص حضور این نسل در کشورمان از جهت رسیدن به اصالت پژوهش،به بهترین نحو آغاز شد.از جناب نریمانی و جناب کرمخانی متشکرم.فکر می کنم چون پیشرفت انسان ها مسئله ای بنیادین است و ممکن است اغلب(به خصوص در شرق) "چرایی"ِ ملموسی نداشته باشد(در حالی که در یک نظام فکریِ کل گرا=holistic ممکن است بسیار مستدل هم باشد)،این نسل در لایه های خاص خود بسیار به دنبال هویت انسانی و بقول جناب کرم خانی،"الهی"ِ خود است تا حدی که هر قیمتی را برای یافتن آن پرداخت می کند.در خصوص فلسفۀ تعامل با زندگی از متفکر ذنیست ژاپنی،سوزوکی سئوال شد و ایشان اینطور پاسخ دادند"انسان غربی یک گل را پرپر و تجزیه و تحلیل می کند و به اشراق می رسد و انسان شرقی آن گل را همانطور که هست بو می کند و به اشراق می رسد"شخصا معتقد نیستم که این جمله هیچ یک از دو طرف را در این امر برتری بدهد و ظاهرا هر یک جای خود را دارند..شاید سیستماتیک کردن انسان همانطور که برای منظم کردن او به عنوان یک جامعه مفید باشد از نظر زندگی درونی او بسیار خطرناک باشد و جنبه های بی شمارِ او را محدود نماید و در نهایت جامعۀ بشری مبدل به تعداد زیادی چرخ دندۀ خوش تراش ساعت در یک سطح مبدل شوند که باعث حرکت عقربه های ساعت نمی شوند.برای مثال فکر می کنم اگر در اروپا یا ایالات متحده سیستم ظریف رایانه ای- شبکه ای از کار بیافتد،هیچ ملیتی نتواند مثل ملیت ایرانی برنامه ویندوزِ کدشکن شده را با سرعت برای ارتقاء سریع سیستم نصب کند.این مسلما کافی نیست اما باید بدانیم "چرا" و کجا هستیم تا ببینیم به چه سمت و سویی می توانیم حرکت کنیم. متفکری ایرانی گفته است"جوامع بشری"مثل شخصی هستند که روی زمین آرمیده و گاهی پهلو به پهلو می شود و فکر می کند پیشرفت کرده.لذا معتقدم پاسخ جناب کرم خانی به سئوال 7 کاملا مستدل است اما در عین حال در طبیعت چند وجهیِ انسان فرهنگ مدار می تواند چند و چونی متفاوت با آنچه احتمال می دهیم داشته باشد.

آخرین ویرایش 28 سپتامبر 2014

0
100557 این مطلب رو نوشت. 29 سپتامبر 2014

سلام
خود شما قضاوت کنید:در کشور ما نسل هزاره یا متولید سالهای 1980 تا 2000 به نسبت نسل هزاره کشورهای موضوع مقاله به چه سطحی از لایه های مدیریت و اقتصاد دست یافته است؟ در گشور ما نسل هزاره عمدتا بیکار است یاشغل کاذب دارد و یا به عنوان نیروی کار ابزار دست نسل قبل از خود است؟ تعداد زیاد دانشجویان و کارکنانی که با حقوق غیر مکفی در همین شغل حسابرسی مشغول به کار هستند به خودی خود گویاست البته یکجانبه به محکمه نمیروم و تصدیق میکنم میل به پیشرفت و تلاش نسل هزاره در کشور ما کم است اما عامل اصلی این بی میلی نسل قبلی و سیاستهای غلط پیریزی شده آنهاست. بگذریم....
خاطرتان هست پای اولین کامپیوترها و اینترنت کی به خانهای ما باز شد؟ آیا کشورهای موضوع این مقاله به موازاد نسل هزاره ایرانی از این امکانات برخوردار بوده‌اند؟

به نظر من همگام نبودن با سایر کشورها در حوضه استفاده از تکنولوژی و فناوری ارتباطات و اطلاعات مهمترین عامل در بروز شکاف میان نسل هزار در کشور ما و کشورهای موضوع مقاله است که مسببین اصلی آن به دو دسته خارجی و داخلی تقسیم می‌شود.

به نظر من برنامه ریزی مناسب و آهنگ رشد حساب شده جمعیت در کشورهای موضوع مقاله باعث گردید فضای کافی برای رشد و بالندگی نسل هزار در آن کشورها مهیا شود حال آنکه در کشور ما تفکرات غلط و طولانی شدن مدت زمان جنگ تحمیلی باعث گردید رشد جمعیت و تعداد نسل هزاره در ایران بالا باشد، بدتر از آن بیکفایتی و برنامه زیزیهای غیر اصولی باعث گردید بستر مناسب برای بالندگی این نسل فراهم نگردد. از این نظر نسل خود را مشابه نسل انفجارجمعیت در کشورهای موضوع مقاله میبینم

و تصدیق میکنم باید بدانیم "چرا" و" کجا" هستیم تا ببینیم به چه سمت و سویی می توانیم حرکت کنیم برای همین منکر رسالت نسل خود نیستم و همواره سعی نموده و خواهم نمود در از میان برداشتن شکاف زمانی موجود میان نسل هزاره در ایران و کشورهای موضوع مقاله سهم و دین خود را به نسلهای آینده ادا نمایم


در رابطه با اینکه فکر میکنم چند نفر با اصطلاحات مندرج در قسمت ابتدایی مقاله آشنایی دارند باید عرض کنم متاسفانه هم سن و سالان من و نیز دوستانی که از من کوچکتر هستند با با اصطلاحات یادشده آشنایی دارند اما به عمق شناختشان کم است درکشان از این فناوریها کم است نحوه استفاده از این فناوریهای در کشور به غلط رواج یافته است.

اصولا سطح دانش ما ایرانی ها خصوصا نسل من از اینها دریاییست با عمق یک بند انگشت. چرا؟ چون ما به اندازه کافی این فناوریها را نمیشناسیم و از آنها استفاده صحیح نمی‌کنیم متاسفانه به لطف تحریمها و فیلترها و... نیز قادر نیستیم خود را روند پیشرفت درجوامع موضوع مقاله پیش ببریم البته منکر آن نیستم که هستند کسانی که از سطح شناخت و آگاهی کافی برخوردارهستند.

آخرین ویرایش 29 سپتامبر 2014

samir karamkhani

0
Narimani این مطلب رو نوشت. 29 سپتامبر 2014

آقاى كرمخانى (متاسفانه به علت عدم مشاركت ساير دوستان كه فكر ميكنم هنوزبه اهميت اين موضوع نرسيده اند مجبورم باز هم شمارا مخاطب قراردهم ) توصيه ميكنم دراين خصوص به جاي تحليل افقي از تحليل عمودى استفاده كنيد مثلأ بجاى مقايسه نسل خودتان با نسل مشابه در كشورهاى غربى نسل خودتان رابا نسل هاى قبلى در كشورخودمان مقايسه كنيد مثلأ وقتى مابه مسافرت چند صد كيلومترى ميرفتيم مادرانمان با تاكيد سفارش ميكردندمادرجان رسيدى يه جورى اطلاع بده من دلم شورميزنه بعداز زير قرآن ردمون ميكردن وپشتمون آب ميرختن .اگرخودمان يا همسايه مان تلفن داشتيم وقتى به مقصد ميرسيديم تلفن ميزديم در غير اين صورت بايد به اداره تلگراف مراجعه ميكرديم چون ماوسيله ديگرى در اختيار نداشتيم . خوب حالاشما چه ميكنيد؟

امیرحسین نریمانی

0
S.Shokri این مطلب رو نوشت. 30 سپتامبر 2014

با سلام.بنده با فرض بر اینکه جدیت بحث موجب سوتفاهم نشود،سعی در این داشتم که قیاس مع الفارغ باعث نشود یک مدل نامناسب (از لحاظ ابعاد)،انرژی ملتی را که هنوز تمایل بسیاری به زندگی در دوران کشاورزی از خود نشان می دهد بگیرد و در نهایت به خاطر جنبۀ قدرتمند فرهنگی اش تلاشش را بی ثمر، مضمحل سازد.اما اگر بخواهیم جنبۀ انصاف را رعایت کنیم صدای تسلی که جناب کرمخانی از آن سخن می گوید بایدبسیار بیشتر شنیده شود.اول از همان دیدگاهی که در نظرات پیشین بیان شد یعنی گوناگونیِ آحاد اجتماعی که باعث زایش یک فرهنگ می شود اگرچه مرتبط با فناوری باشد.این همان Diversity of culture است که فرهنگ ایران را طی قرون پویا نگاه داشته است.دوم قول گاندی طنین مردم سالاری واقعی است که"در این مملکت برای همۀ ما جا هست".سوم از این نظر که اینبار شاید پیش بینی نا پذیریِ زندگی بالاجبار ما را به هوشیاری برساند!!! از کجا معلوم که هستی، دلیلِ محکمی برای آن نداشته باشد که نسل هزاره واقعی(با معیار های جناب کرم خانی)را در کنار طبقات اجتماعی سنتی تر قرار داده باشد؟ بحث در خصوص آنکه ما قرن هاست که شدیدا درگیر جبر جغرافیایی هستیم بسیار حیاتی است اما اهمیت آن درست به خاطر همین جبر جغرافیایی ناشناخته است.ضمن آنکه ذهنی شدن انسان معاصر،روی آوردن به ظواهر زندگی،ترجیح دادنِ تئوری ها به تجاربی که عقل سلیم به آنها حکم می کند،علاقه به مد روز فارق از محتوای آن بر موضوع بحث عارض هستند. در اینجا می خواهم به توصیۀ جناب نریمانی عمل کرده و دعوت کنم به اینکه تصویری که با واقعیت این نسل تطابق دارد ارائه دهیم.شاید این جدا از موضوع تالار گفنگو،یک ورزش مناسب برای شناخت واقعی و عمقیِ محیطی که در آن زندگی می کنیم باشد.شخصا معتقدم که پس از فناوریِ بی سیم های کریستالی تلفن های پورتابل و تلفن های اتوموبیل که دسترسی به آنها بسیار محدود بود تنها Walkie Talkie بود که در حد یک اسباب بازی ارزش داشت.در مثال جناب نریمانی در دورۀ کنونی ظهور نوعی پیوند ناگسسته روانی وجود دارد چون ارتباط شخص تا لحظۀ رسیدن به مقصد با فرد دیگر حفظ می شود در حالی که در زمان گذشته گویی ارتباط دو شخص و بنابراین (خاطره=زندگی)در نوعی حالت تعلیق فرو می رفت.ضمن آنکه باید متذکر شد آنتی تزِ وابستگی امروزی به موبایل نوعی رخوت است که معلوم نیست با خرابیِ گهگاهی آن چه بر سر ارتباطات روز مره می آید؟ مایلم برای روشن تر شدن افقِ سوال 2،یک سئوال خاص طرح کنم: اگر شخصی از طبقۀ متوسط جامعه با فردی از نسل های گذشته برخورد کند که می گوید"مهم این نیست که با چه تلفن همراهی صحبت می کنم مهم این است که محتوای صحبتم چیست" چه برخوردی با او می کند و به عنوان نسل هزاره،درصد احتمال وقوع تکان های عصبی ای زیردر او چند است؟1-انرزی روانیِ توام با تحقیر؟2-احساسی نسبتا مطبوع اما توام با ترس نسبت به اینکه گوش دادن به او می تواند او را از مد روز بیاندازد؟3-دید تازه به اینکه فناوری تلفن همراه می تواند مفهوم سومی داشته باشد که منطبق با نیاز واقعی روانی و کامل تر از "دو"بینیِ 2 احساس اول است؟

با تشکر

آخرین ویرایش 30 سپتامبر 2014

0
100631 این مطلب رو نوشت. 30 سپتامبر 2014

سلام و روز خوش
طبق فرمایش جناب آقای نریمانی نموداری از ترکیب سنی همکاران شاغل در موسسه در اینجا رائه می شود:
Image and video hosting by TinyPic
با توجه به تعاریف ارائه شده در متن مقاله 78 درصد همکاران موسسه از نسل هزاره هستند، ولی شاید تا حدی همانطور که آقای کرم خانی اشاره کرده اند شروع ظهور نسل هزاره در ایران کمی دیرتر رخ داده باشد و در عمل بخشی کوچکی از این 78 درصد جزء نسل هزاره نباشند.

f.ahmadlou

0
va.b این مطلب رو نوشت. 03 اُكتبر 2014

به نظر من اگر هم این موضوع در حال حاضر در ایران مرتبط نباشد، به زودی زود مرتبط خواهد شد. چون تجربه ثابت کرده که ما در تمام جنبه ها چندین سال از جوامع غربی عقب هستیم. در رابطه با اینکه نسل هزاره کشور ما در حال حاضر مشاغل کلیدی را در ایران در اختیار ندارند، تا حدودی با آقای کرم خانی موافقم، ولی چیزی که اظهر من الشمس است، این است که این مشاغل تا ابد در دست نسل X و نسل انفجار جمعیت نخواهد ماند، کما اینکه نسل Y در حال حاضر نیز شاکله جنبه ساختاری سازمان ها را تشکیل می دهد و خواه ناخواه در نتیجه و نوع عملکرد سازمان ها اثر گذار می باشد.

من معتقدم متاسفانه نسل هزاره در کشور ما نسبت به سایر جوامع از سطح دانش خیلی بالایی برخوردار نیستند و عامل اصلی این موضوع کیفیت پایین سیستم آموزشی و نهادهای فرهنگی در کشور می باشند. اما موضوع مهم کثرت نسل هزاره در جامعه ما می باشد که در آینده هر کدام منصبی از مناصب مملکت را بر عهده خواهند داشت. یک موضوع دیگر که در کشور ما جای تعمق دارد، عدم کفایت فرهنگ موجود در استفاده از تکنولوژی می باشد، که این موضوع بیشتر به خاطر همان عدم وجود آموزش های فرهنگی کافی در کشور می باشد. متاسفانه با نگاه به نسل هزاره، که خود نیز جزئی از این نسل می باشم، می بینیم که برخی جنبه های منفی فرهنگ غربی و پیشرفت تکنولوژیک خیلی بیشتر از جنبه های مثبت آن در میان این نسل رسوخ کرده و این موضوع سپردن وظایف به این نسل را نگران کننده تر کرده است. شاید این همان عاملی باشد که نسل هزاره در کشور ما، برخلاف سایر کشورها هنوز نقش اساسی در اقتصاد ایفا نمی کنند و اکثرا به مشاغل کاذب و یا غیر جهت دهنده مشغول می باشند.

2
Narimani این مطلب رو نوشت. 03 اُكتبر 2014

قهرماني تيم واليبال مبارك نسل هزاره مايعني بچه هاى تيم واليبال

امیرحسین نریمانی

0
100557 این مطلب رو نوشت. 03 اُكتبر 2014

سلام
به قول آقای نریمانی نسل هزاره یعنی بچه های تیم والیبال.
درخصوص نسل هزاره با همه کمبودها و کاستیها باید عرض کنم با توجه به تعداد زیاد متولدین این نسل باعث گردید من این نسل را با نسل انفجار جمعیت یکسان قلمداد کنم اما اگر از نقطه نظر استفاده از فناوریهای نوین نگاه کنیم باید پذیرفت نسل ما در شرایط نسل هزاره Y قراردارد هرچند تفکر به سبک نسل هزاره بدرستی آموزش داده نشده است و برای گرفتن تاییدی برای سختم از آقای شکری خواهم پرسید نسل هزاره تا چه حد با EQ پیشرفت کرده و ایا کسانی که به تمام معنا نسل هزاره ایرانی خواهند بود تا چه حد به واسطه EQ آموزش یافته اند؟ البته قبول دارم هستند کسانی که وظایف نسل خود را دریافته و با هم نسلان خارجی خود برابری میکنند ولی آیا قبول دارید اینها نیز عمدتا با اتکا به IQ منحصر به فرد و پیشرو می‌شوند؟
تصدیق کنم نسل هزاره ایرانی خصوصیات خاص خود را دارد که علاقه به مد روز فارق از محتوای آن یکی از آنهاست که معتقد هستم محدودیتهای موجود برسر راه این نسل از مهمترین عوامل بروز این رفتارهای سطحی است.
به نظرم نسلهای قبلی به نسل هزاره ایرانی اهمیت لازم را نداده‌ و نخواهند داد، اما امیدوارم نسل حاضر با توجه به شرایطی که گذشت زمان برایش فراهم میکند به خود و آینده خود اهمیت داده با تکمیل دانسته‌ها و تجاربش، برای پذیرش مسئولیتهای خطیر آتی خود را آماده سازد و اشتباهات نسل گذشته را مرتکب نشده راه پیشرفت و تعالی نسل بعد از خود را هموار سازد.

samir karamkhani

0
sh.asgari این مطلب رو نوشت. 04 اُكتبر 2014

سلام بنده هم قهرماني تيم نسل هزاره ما تبریک میگم و با اامید موفقیت های بیشتر این نسل. من تا حدودی با نظرات اقای کرم خانی و بهرامی موافق هستم و شاید نسل هزاره در کشور ما، برخلاف سایر کشورها هنوز نقش اساسی خود را پیدا نکرده است و خود را متکی به نسل X میداند و حتی برای تکمیل دانسته‌ها و تجاربش خود را مجاب به برطرف کردن اشتباهات نسل گذشته میداند .

باتشکر

1
Narimani این مطلب رو نوشت. 04 اُكتبر 2014

براى درك اهميت موضوع نسل هزاره بهتر است نظرى به تحقيق next generation موسسه pwc بيندازيم دراين تحقيق عنوان شده كه ٢نفرازهر ٣نفر پرسنل آن موسسه در تاريخ تحقيق (٢٠١٣) ازنسل بعدي ،(نسل دنياى ديجيتال )هستند و عنوان ميكنند درسال٢٠١٦ اين نسبت به ٨٠ درصد خواهد رسيد اين نسبت در كشورما حتما بالأتراز اين خواهد بود وچه بخواهيم چه نخواهيم تأثير قطعى ودگرگون كننده خود را خواهد گذاشت پس بهتراست بجاى اين كه نارا حتى يا خوشحالى خود رااز وضعيت اين نسل ابراز كنيم تاثيرآنرابر محيط هاى كارى ودرخصوص خودمان حرفه حسابرسى پيش يبنى كنيم.

امیرحسین نریمانی

1
Narimani این مطلب رو نوشت. 04 اُكتبر 2014

درپست اولم گفتم كه تنها پاسخ سوال ٧برايم روشن است وفناورى هاى جديد صرفأ از طريق نسل جديد ميتواند وارد حرفه حسابرسى شود گمان نميكنم كه در اين امر براى كسى ابهامى وجود داشته بأشد البته ممكن است كسى بگو يد بسترلازم بايد توسط نسل يا نسل هاى قبلى فرآهم شود كه در اين صورت ميتوان همان محدوديت هايى كه براى نسل جديد وجود دارد را به نسل(هاى) قبلى نيز منتسب كرد،نسل قبلى حرفه حسابرسى ارتباط گسترده اى با دنياي بيرونى نداشته ومضافأ دوران طلائي خود را بدون در اختيارداشتن فناورى هاى اطلاعاتى وارتباطى كنونى سپرى نموده است اگر مجلات حسابرسى دهه گذشته را مطالعه كرده باشيد متوجه مطالب تكرارى كه پيش رفت چندانى را نشان نميدهد خواهيد شد. ولى شايدپاسخ سؤالات بسيار ديگرى را در خصوص نسل بعدى بايد يافت....

امیرحسین نریمانی

1
100557 این مطلب رو نوشت. 06 اُكتبر 2014

سلام
در رابطه با ورود فناوریهای نوین به حرفه حسابرسی و یا دیگر حرفه‌ها نسل هزاره نقش اصلی ایفا می‌کند و تصوری غیر از آن نیز نمی‌توان داشت چراکه نسل قبلی با سازکارها و فناوری زمان خود وارد حرفه شده به کارکرد ابزارهای متداول در زمان خود تسلط یافته‌اند و همگام شدن با فناوریهای نوین برایشان سخت خواهد بود البته هستند کسانی که از این قاعده مستثنی هستند.
به عنوان مثال XBRL که این روزها در همه محافل حرفه‌ای استانداردی آزادانه در دسترس و جهانی برای تبادل اطلاعات کسب و کار خوانده می‌شود و پویایی گزارشات مالی و تسهیل مقایسه عملکردهای مالی را بنسبت گذشته به همراه داشته است، نتیجه خلاقیت ذهنی چارلز هافمن و همکارانش در بکارگیری زبان XML و HTML برای گزارشگري الكترونيكي اطلاعات مالي بود مسلما عبارتهایی مثلXML، HTML، XLink, XPath و .... برای نسل قبل از ما عباراتی ناآشنا هستند و باید اعتراف کرد نسل هزاره به واسطه همین امکانات محدودی که در اختیار دارد با این عبارات آشنا شده و یا در حال آشنایی با آنها هستند چراکه زندگی در عصر حاضر ایجاب می‌کند برای برقراری ارتباط و تعامل با دیگران دست کم یک آشنایی مختصر با آین مفاهیم داشته باشند.
از این زاویه با نظر شما موافق هستم آقای نریمان، نسل من برای پیش رفت و ترقی در هر حیطه‌ای ناگزیراست فرابگیرد.
هممین XBRL در حال حاضر آهسته آهسته در حال همگیر شدن است و با همگیر شدن آن من و حتی شما ناگیر هستیم این نوع گزارشگری را بپذیریم و با پذیرش آن باید گزارشکری خود را متناسب با الگوی آن تغییر دهیم اگر یادگیری این نوع گزارشگری را رقابتی میان نسل من و نسل شما فرض کنیم با پیروزی نسل هزاره ادعای شما مبنی اینکه فناورى هاى جديد صرفأ از طريق نسل جديد مي‌تواند وارد حرفه حسابرسى شود اثبات می‌شود.

samir karamkhani


266 نفر از 724 عضو ما 1174 بار در مباحثه ها نظر ارسال کرده اند.