سرمايه در گردش ياworking capital

0
100605 این مطلب رو نوشت. 22 اُكتبر 2014

آن مقدار دارايي جاري كه از محل منابع مالي بلند مدت تامين شده باشد را سرمايه در گردش مي نامند. سرمايه در گردش ناخالص به صورت كل دارايي هاي جاري و سرمايه در گردش خالص به صورت مازاد دارايي جاري بر بدهي جاري تعريف مي شود. حاصل تقسيم دارايي هاي جاري بر بدهي هاي جاري، نسبت سرمايه در گردش خواهد بود. اگر سرمايه در گردش منفي باشد، بيانگر اين است كه شركت، دارايي هاي جاري كافي براي پرداخت بدهي هاي جاري خود ندارد. چون اينگونه در نظر گرفته مي شود كه بدهي هاي جاري از محل دارايي هاي جاري پرداخت مي شوند. سرمايه در گردش شركت براي اعتبار دهندگان برون سازماني(بانك ها و موسسات اعتباري) عامل مهمي براي اعطا اين اعتبارات وتسهيلات به شمار مي رود. در واقع هر چه اين عدد افزايش يابد، توانايي شركت در باز پرداخت ديون نيز افزايش مي يابد. از سوي ديگر فزوني سرمايه در گردش براي مديريت سازمان از اين نظر كه از منابع برون سازماني استفاده نكرده است و يا دارايي جاري را بيش از حد نگهداري كرده، مي توان يك سوء مديريت را نشان دهد. سرمايه در گردش در خصوص فرض تداوم فعاليت نيز مطرح است و يكي از نسبت هاي مورد توجه اعتبار دهندگان و استفاده كنندگان از صورت هاي مالي در كنار ساير نسبتها مي باشد.

1 نظرات
2
100769 این مطلب رو نوشت. 22 اُكتبر 2014

اول عرض کنم که از تقسیم دارایی جاری بر بدهی جاری، نسبت جاری و با محافظه کاری یشتر نسبت آنی حاصل می شود. تفسیر جنابعالی در خصوص مازاد یا کسر خالص سرمایه در گردش تا حدودی بی انصافانه است چرا که در مدیریت دو نوع استراتژی شامل محافظه کارانه و جسورانه وجود دارد به تعبیر دیگر مدیران محافظه کار همواره خالص سرمایه در گردش مثبت ولی مدیران از نوع جسورانه منفی بودن را ترجیح می دهند. هر کدام از این دو نوع اقدام مزایا و معایب خاص خود را می طلبد که می توان به در دسترس بودن همیشگی وجه نقد و راکد بودن وجه نقد، به ترتیب به عنوان مزایا و معایب مدیریت محافظه کار اشاره داشت از طرف دیگر حداکثر استفاده و همچنین مدیریت صحیح وجه نقد و از دست دادن اعتبار نزد اعتباردهنده گان به ترتیب بعنوان مزایا و معایب مدیریت جسورانه قابل طرح می باشند

طه احمدزاده


266 نفر از 724 عضو ما 1174 بار در مباحثه ها نظر ارسال کرده اند.