راز گل سرخ

1
100557 این مطلب رو نوشت. 29 سپتامبر 2014

پرده را برداریم
بگذاریم که احساس هوایی بخورد
بگذاریم بلوغ زیر هر بوته که میخواهد بیتوته کند
بگذاریم غریزه پی بازی برود
کفش ها را بکند وبه دنبال فصول از سر گل ها بپرد
بگذاریم که تنهایی آواز بخواند
چیزی بنویسد
به خیابان برود
ساده باشیم
ساده باشیم چه در باجه ی یک بانک چه در زیر درخت
کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسوس گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
دست در جذبه یک برگ بشوییم وسر خوان برویم
صبح ها وقنی خورشید در می ایدمتولد بشویم
هیجان ها را پرواز دهیم
روی اردک,فضا,رنگ صدا پنچره گل بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پرو خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
نام را باز ستانیم از ابر
از چنار از بشه از تابستان
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم
در به روی بشر ونور وگیاه وحشره باز کنیم
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر وقرن
پی آواز حقیقت باشیم


جمله زیر توسط آقای شکری در تالار مطرح شد که به یاد شعر سهراب افتادم واقعا فلسفه مشرق زمین جالبه
انسان غربی یک گل را پرپر و تجزیه و تحلیل می کند و به اشراق می رسد و انسان شرقی آن گل را همانطور که هست بو می کند و به اشراق می‌رسد.

آخرین ویرایش 30 ژوئيه 2015

samir karamkhani

15 نظرات
0
sh.asgari این مطلب رو نوشت. 29 سپتامبر 2014

kheiliiii ham khob...hala aghaye karamkhani kodom behtare???

باتشکر

1
sh.asgari این مطلب رو نوشت. 29 سپتامبر 2014

پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود (مولانا)

باتشکر

-1
100769 این مطلب رو نوشت. 29 سپتامبر 2014

آفرین سمیر جان خیلی قشنگ بود

طه احمدزاده

0
100557 این مطلب رو نوشت. 29 سپتامبر 2014

سلام

چه کنم من چه کنم من که بسی وسوسه مندم------ گه از این سوی کشندم گه از آن سوی کشندم








آخرین ویرایش 13 اوت 2015

samir karamkhani

1
100557 این مطلب رو نوشت. 29 سپتامبر 2014

جالب است بدانید امروز روز مولاناست.

آخرین ویرایش 29 سپتامبر 2014

samir karamkhani

1
sh.asgari این مطلب رو نوشت. 30 سپتامبر 2014

سلام بله امروز روز تولد مولانا هستش و چه خوب شد که یادی هم شد اهل دلی میگفت تاریخ تولدت مهم نیست تاریخ تحولت مهمه و اینجاست که به قول مولانا ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

باتشکر

0
S.Shokri این مطلب رو نوشت. 30 سپتامبر 2014

آقای کرمخانی بین این همه موضوع جدی جای مطللب زیبای شما خالی بود.متشکرم!!این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا (مولانا)..............................>در این جهان ما بیشتر انعکاس سئوال خود را می شنویم تا پاسخ سئوال خود را(ژان پل)

1
100557 این مطلب رو نوشت. 02 اُكتبر 2014

سلام
متاسفانه چند روز به اینترنت دسترسی نداشتم و موفق نشدم تالار حضور پیدا کنم.
بله خوب شد که یادی شد،. استاد الهی قمشه‌ای یک بار بیتی که شما نوشتید را دکلمه کردند و اینگونه ادامه دادند:
خدا شناسی مولانا را باید در خودشناسیش جستوجو کرد، مولانا نیازی به استدلال و برهان نمیبیند و برای شناخت خدا به خود آمدن را توصیه می‌کند از این روست که میگوید پای استدلالیان چوبین بود

گر شش جهتت بسته شود باک مدار---------- کز قعر نهادت سوی جانان راهست

البته راستش را بخواهید با توجه به تمثیل چینیان و رومیان به نظرم مولانا نیز قبول دارد شناخت خدا از طریق علم و دانش میسر است هرچند خودش اهل دل است
اقای شکری از شما هم ممنون راستش از سارتر چیز زیادی نخواندم ولی چند سال پیش در فصلنامه ادبستان مطالبی در رابطه با مادام دوبوار همسر سارتر خواندم به خاطراتی از سالهای آخر عمر سارتر پرداخته شده بود که متاسفانه چیز زیادی جز چند جمله کوتاه از آن نیز خاطرم نیست، که قشنگ ترین آنها به نظرم جمله زیر است:
تاریخ همان خواهد شد که ما می‌خواهیم

آخرین ویرایش 04 اُكتبر 2014

samir karamkhani

1
S.Shokri این مطلب رو نوشت. 04 اُكتبر 2014

بنده هم دچار همین مسئله شدم جناب کرم خانی.البته ژان پل سارتر نسبت به ژان پل متاخرتر است.آرزوی موفقیت و بهروزی برای شما دارم. http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%98%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D9%84

آخرین ویرایش 05 اُكتبر 2014

0
100557 این مطلب رو نوشت. 05 اُكتبر 2014

سلام

راستش من به اقتضای سنم :-) به عقب بازگشتم و ژان پلی جز سارتر به ذهنم خطور نکرد اینجاست که این بیت صادق می‌شود:

تا بدانجا رسید دانش من---------- که بدانم همی که نادانم

، ممنون که راهنمایی نمودید، زندگی نامه ژان پل برایم خیلی جالب بود امیدوارم روزی فرصتی دست دهد و برخی از آثارش را مطالعه نمایم.

آخرین ویرایش 05 اُكتبر 2014

samir karamkhani

1
100557 این مطلب رو نوشت. 05 اُكتبر 2014


حاشا که من به موسم گل ترک می کنم من لاف عقل می‌زنم این کار کی کنم
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم
از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم
کی بود در زمانه وفا جام می بیار تا من حکایت جم و کاووس کی کنم
از نامه سیاه نترسم که روز حشر با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم
کو پیک صبح تا گله‌های شب فراق با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم
این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست
روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

samir karamkhani

0
sh.asgari این مطلب رو نوشت. 06 اُكتبر 2014

**طاعت ز سر جهل ، به جز وسوسه نیست

احکام و وصول و ذوق ، در مدرسه نیست

عارف نشوی ، به منطق و هندسه تو

برهان دلیل و عشق ، در هندسه نیست**

آخرین ویرایش 06 اُكتبر 2014

باتشکر

0
مجید چراغی این مطلب رو نوشت. 06 اُكتبر 2014

I died as a mineral and became a plant

I died as plant and rose to animal

I died as animal and I was Man

?Why should I fear? When was I less by dying

Yet once more I shall die as Man, to soar

With angels bless'd; but even from angelhood

I must pass on: all except God doth perish

When I have sacrificed my angel-soul

I shall become what no mind e'er conceived

Oh, let me not exist! for Non-existence

Proclaims in organ tones

.To Him we shall return

مجید چراغی

0
100557 این مطلب رو نوشت. 07 اُكتبر 2014


علمهای اهل دل حمالشان
علمهای اهل تن احمالشان
علم چون بر دل زند یاری شود
علم چون بر تن زند باری شود
لیک چون این بار را نیکو کشی
بار برگیرند و بخشندت خوشی





همچنین تا صد هزاران هستی ها
بعد یک دیگر دوم به ز ابتدا


آخرین ویرایش 08 اُكتبر 2014

samir karamkhani

0
100557 این مطلب رو نوشت. 30 ژوئيه 2015

آه ، سهراب ! در آغاز برومندی تو
چه کسی می دانست
که
جهان را نفسی چند پس از جشن بهار
با لب بسته ، وداعی ابدی خواهی گفت
چه کسی می دانست
که پس از آن همه بیداردلی
در شب تیره ی نیسان زمین ، خواهی خفت

samir karamkhani


261 نفر از 589 عضو ما 1144 بار در مباحثه ها نظر ارسال کرده اند.