دید نسبت به حسابرس (خواهشا به هیچ کسی برنخورد)

1
100769 این مطلب رو نوشت. 25 اُكتبر 2014

یک روز چوپانی گوسفندانش را به چراگاه می ‏برد که ناگهان یک پورشه بسیار گران قیمت و مدل جدید، جلوی پایش ترمز کرد. راننده، مرد جوانی بود که یک کت و شلوار زیبا با مارک آرمانی، کفش های چروتی، عینک آفتابی رِی بن، ساعت مچی مارک تیسوت، و کراوات پیرکاردین بسته بود، از ماشین پیاده شد و از او پرسید: اگر من بتوانم به تو بگویم که چند تا گوسفند داری، یکی از آنها را به من می‏ دهی؟ چوپان نگاهی به مرد جوان کرد و پاسخ داد: اشکالی ندارد. مرد جوان ماشینش را در جای مناسبی پارک کرد، لب‏ تاپش را به اینترنت موبایلش وصل کرده و داخل سایت ناسا شد، با جی ‏پی اس زمین را اسکن کرد، یک پایگاه داده و 60 جدول اکسل ایجاد کرد، و آنها را با آلگوریتم‏ های متعددی پر کرد. سپس با مینی پرینتر فوق مدرنش 150 صفحه پرینت گرفت، به سمت چوپان آمد و گفت: شما دقیقاً 1586 گوسفند دارید چوپان پاسخ داد، کاملاً درست است، می‏ توانید گوسفندتان را بردارید. مرد جوان یکی از گوسفندان را برداشته و آن را پشت ماشینش گذاشت. چوپان نگاهی به او کرد و پرسید،اگر من بتوانم حدس بزنم که حرفه شما چیست، آیا حیوان مرا به من برمی‏ گردانید؟ مرد جوان پاسخ داد،بله، چرا که نه؟ چوپان گفت،شما یک حسابرس هستید مرد جوان پرسید، چطور متوجه شدید؟ خیلی ساده، اولاً، شما اینجا آمدید بدون اینکه کسی از شما بخواهد. دوماً، شما به خاطر چیزی که من خودم هم می‏ دانستم از من پول گرفتید. سوماً، شما هیچ چیز در مورد تجارت و حرفه من نمی‏ دانید چون آنچه برداشتید سگ گله است.

آخرین ویرایش 30 اُكتبر 2014

طه احمدزاده

2 نظرات
0
100557 این مطلب رو نوشت. 25 اُكتبر 2014

سلام

راستش را بخواهید من این را طور دیگری شنیده بودم، ضمن اینکه دست آخر چوپان به فرد مربوطه می‌کوید انکه برداشتی سگ گله است نه گوسفند که به نظرم برای تایید جمله پایانی متن فوق ما هیچ چیز در مورد تجارت و حرفه من نمی‏ دانید... آورده شده بود.


در هر صورت من با این عقیده مخالفم اما قبول دارم در بسیاری از موارد حسابرسان دقیقا خصوصیات این فرد را دارند یعنی:

مدیران شرکت تنها به جهت الزامات قانونی تن به حسابرسی می‌دهند و الا نیازی به حسابرسی نمیبینند. که علت آن نابهنگام بودن صورتهای مالی است زیرا واحد حسابداری شرکت در بسیاری از بازیهای مدیریت حضور نداشته و گزارشی سراسر اشتباه و خلاف واقع را تهیه کرده که حسابرس بدون آگاهی و بدون توجه به این احتمال انبوهی از اطلاعات تاریخ مصرف گذشته و کاغذ باطله را زیر و رو میکند تا به نتیجه ای که با هیچ واقعیتی جور در نمی‌آید برسد، اینجاست که باید پرسید چگونه ممکن است حسابرس از کنج اتاقی آن هم در پرت ترین نقطه شرکت و گاها خارج از شرکت به نتایج لازم برای ایفای نقش خود خواهد رسید به همین جهت به شخصه معتقد هستم به عنوان حسابرس باید از کنج اتاقها خارج شویم و با دیگر ارکان راهبردی شرکت هم صحبت شویم و شرکت را از تمام جوانب ببینیم. مثال میزنم چگونه ممکن است موجودی مواد پای کار یک شرکت تولید مواد غذایی برابر 50% با بهای تمام شده کالای فروش رفته سالانه آن شرکت باشد ؟؟ و از آن بدتر اینکه حسابرس این شرکت باکدام منطق گزارش این صورت مالی را تعدیل نکرده است!!! جز این است که این حسابرس از آن صنعت شناخت کافی نداشته است و برای شناخت آن اصول حسابرسی را رعایت نکرده است به نظر شما اگر این حسابرس حتی یک بار از خط تولید بازدید کرده بود بازهم قبول می‌کرد موجودی پای کار برای تولید 6 ماه کافی باشد؟

آخرین ویرایش 26 اُكتبر 2014

samir karamkhani

0
100769 این مطلب رو نوشت. 26 اُكتبر 2014

با سلام آره میدانم که سگ بود ولی روم نشد بنویسم

طه احمدزاده


263 نفر از 683 عضو ما 1162 بار در مباحثه ها نظر ارسال کرده اند.