تغییر نگرش در نسل هزاره نسبت به زندگی و کار خوب یا بد؟

1
100557 این مطلب رو نوشت. 29 اُكتبر 2014

سلام
راستش را بخواهید با توجه به مرور مطالب تالار و مقالات مربوط به نسل هزاره سوم، پذیرفتم نگرش ما به کار تغییر کرده است نسل قبلی بعد از ساعات کار از زندگی خود لذت می‌برد اما من حاضر نیستم بخش عمده‌ای از عمرم را صرف انجام کاری کنم که به آن علاقه ندارم زیرا معتقد هستم اگر به کار فعلی خود علاقه نداشته وقتم را تلف نکرده دنبال شغل مورد علاقه ام خواهم رفت حتی اگر لازم باشد از نو شروع کنم کناره گیری از شغلی که بدان علاقه ندارم به نظرم لذت بخش است ولو اینکه برای گذران زندگی به آن وابسته باشم.
John Lees در کتاب How To Get A Job You’ll Love' در مورد هم نسلان من نوشته است در ذهن این نسل چیزی به نام شغل ایده آل وجود دارد که تصور به آن می‌تواند رهایی بخش باشد و ...


البته شخصا قبول دارم کار نمی‌تواند 7 روز هفته لذت بخش باشد و برخی مواقع سخت و طاقت فرسا خواهد شد اما انتظار داشتن 4 روز خوب از 7 روز منصفانه است.

اگر دقت کرده باشید بیشتر همکاران حاضر در کارگروه تحقیق و توسعه مایل به مطالعه در رابطه با مباحث مرتبط با روانشناسی اجتماعی در محیط کار هستند که به نظر من علت آن این است که دوست دارند با یادگیری این روشها قادر به در دست گرفتن کنترل زندگی و کار خود بشوند این یعنی در پی لذت بردن از کار و محیط کار هستند البته ممکن است از نظر دیگران تفسیرهای دیگری نیز داشته باشد.

انتونی رابینز در یکی از مقالاتش در رابطه به نقل از پروفسور Peter Totterdell که در دانشگاه شفیلد استاد روانشناسی کار، اظهار داشته است "جراحتها و خراشهایی که تنفر از کار و حرفه در طول دوران فعالیت حرفه‌ای به یک فرد وارد می‌شود دلیل اصلی بسیار از بیماریهای روحی و روانی است" برای همین توصیه کرده کاری باب میلتان بیابید با آن زندگی کنید.

در کتاب غمها و شادیهای کار از Alain de Botton انتظار یک فرد از کارش تصویریست از هویت فردی وی، باتن در کتابش توصیف میکند چگونه در دهه 60 میلادی عدم لذت بردن از کار باعث فشار عصبی و افزایش میزان افسردگی در میانسالی و کهولتشان شده است، باتن، چارلی چاپلین را اسطوره مبارزه با آسیب اجتماعی خوانده با اشاره به فیلم عصر جدید Modern Times و ... ابراز خرسندی نموده، تغییراتی که در نسلهای بعد رخ داده است را نویدی برای روزهایی شاد و زیبا دانسته است.


موارد فوق که تنها اشاره ای مختصر به انبوهی از مقاله‌ها و تحقیقها و کتابها در زمینه روانشناسی اجتماعی و فردی است که حکایت از بهبود نگرش نسل هزاره در خصوص لذت بردن از کار و محیط کار و ویزگیهای مثبت آن دارد.

آخرین ویرایش 30 اُكتبر 2014

samir karamkhani

7 نظرات
0
va.b این مطلب رو نوشت. 30 اُكتبر 2014

با سلام، به نظرم این موضوع مسئله جالبی است، اما تا حدی این مسئله برای مردم همه کشورها صادق نیست. به طور مثال شما در ایران همواره نمی توانید از کاری که از آن لذت می برید درآمد کافی برای ادامه زندگی همراه با رفاه صعودی بدست بیاورید. مثلا شما بعید است در ایران بتوانید با تحصیل در رشته حفاری و باستان شناسی به آنچنان رفاه و زندگی راحتی دست یابید. البته در هر موردی استثنایی هم وجود دارد، ولی این محدودیت چیزی است که همه ساله بسیاری از جوانان ما را با وجود عدم علاقه به سوی رشته های مهندسی روانه می کند، زیرا آن ها فکر می کنند که با تحصیل در این رشته از شانس کسب شغل بالاتری برخوردار خواهند بود.

0
Narimani این مطلب رو نوشت. 31 اُكتبر 2014

به نظر ميرسد كه آقاى كرمخانى قصد دارد در همه جا پيشتازى خود راحفظ كند حتى در اصلاح سريع باور هاى غلط. ايشان كه قبلأ به شكل گيرى نسل هزاره وتفاوت چشمگير آن با نسلهاى قبلى در كشورمان اعتقادى نداشت باتحليل فكورانه نه تنها اين باور را اصلاح كرد بلكه به عنوان عضوى از اين نسل با شهامت أعلام كرد كه حاضر نيست كه بخش عمده اي از عمرش راصرف انجام كارى كند كه به آن علاقه اى ندارد بسيار خوب ولى ما كه مثل چارلي چاپلين در عصر جديد كار نمى كنيم كارما با ريل توليد و آچار سروكار ندارد چه پيشنهاداتى براى لذت بخش تر كردن كارحسابرسى داريد؟

امیرحسین نریمانی

0
100557 این مطلب رو نوشت. 31 اُكتبر 2014

سلام

راستش را بخواهید من نیز قبول دارم و مدتها شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه را علت اصلی آن دانسته و از زمین و زمان شاکی بودم (البته همچنان هستم) اما اینکه در ایران تعداد قابل توجهی از افراد به کاری که به آن علاقه ندارند مشغول هستند و عمر خود را صرف کاری می‌کنند که به افسردگی و عدم لذت از زندگیشان منتهی می‌شود به عبارت ساده خودشان برای خودشان شرایطی را فراهم می‌سازند که ز زندگی آن لذتی را که باید ببرند، نبرند چه راه حلی دارد؟
تغییر شرایط اقتصادی، سیاسی!
اگر پاسختان آری است شک نکنید که تا انقلاب مهدی موفق نخواهید شد...
زیرا تغییر در جامعه مستلزم تغییر فرد است یعنی خودمان را باید تغییر دهیم تا جامعه تغییر کند.

نه در ایران و نه در هیچ کجای دنیا روانشناسی را نخواهید یافت که در مقام یک مشاور به شما بگوید: اینجا ناکجا آباد است و شما باید این ظلم را به خود روا دارید و به کاری که به آن علاقه ندارید بپردازید و بدون شک اولین راه حلی که به شما پیشنهاد خواهد شد این است که به دنبال شغلی باشید که برایتان دلچسپ است ولو اینکه از صفر شروع کنید.

به اعتقاد خانم فردوسی (روانشناس ایرانی) مشکل کسانی که برای پولدار شدن به کاری مشغول هستند که به آن علاقه ندارند این است که برای پول کار می‌کنند.

دوست خوبی دارم که به نظرش :
برای پول کارکردن باعث پولدار شدن نمی‌شود و همواره می‌گوید به اطراف خود نگاه کنید همه دنبال پول هستیم ولی پولدار نیستم درستش همین است! کسی با کار کردن پولدار نمی‌شود برای پولدار شدن باید برنامه ریزی کرد فکر کرد و کاری کرد که پول برایتان کارکند.

اینکه همه ساله بسیاری از جوانان ما با وجود عدم علاقه فقط به خاطر برخورداری از شانس بیشتر، به توصیه پدران و مادران و یک عده قوم و خویش به ظاهر آگاه و فهیم برای یافتن شغل، به سوی شته‌های مهندسی روانه می‌شوند یک معضل تاسف بار است و تک تک افراد جامعه مقصر هستند و علت اصلی اینکه در اجرا، عملکرد خوبی نداریم این است که فرد به کارش علاقه ندارد.

دل به کاردادن یک جمله کوتاه برخاسته از فرهنگ این مرز و بوم است که مدتهاست به فراموشی سپرده شده است، چه اشکال دارد این جمله را دوباره زنده کنیم و اقوام و آشنایانی که برای تحصیل و شغل آینده خود از ما راهنمایی می‌خواهند را به سمت استعدادها و علاقه مندیهایشان سوق دهیم

راه دوری نرویم در همین موسسه خودمان چند درصد از همکاران را می‌شناسید که حین کارکردن گذر زمان را متوجه نمی‌شوند! چه نیرویی به جز علاقه قادر است این همکاران را وادار به اینگونه کارکردن کردن کرده باشد؟ البته ناگفته پیداست منظورم اندسته از دوستان که وایبر و اینترنت و فیس بوک و خط آزاد تلفن شرکت را ترکانده‌اند نیست

آخرین ویرایش 01 نوامبر 2014

samir karamkhani

0
Narimani این مطلب رو نوشت. 31 اُكتبر 2014

فكر ميكنم همه ما با تاريخچه پيدا يش، رشد وتوسعه شركتهايى نظير مايكروسافت واپل و...آشنايى داشته باشيم جالب است بدانيم كه مؤسسين اين شركتها (بيل گتس واستيوجابز)تحصيلات دانشگاهى خودرا درهاروارد رهاكردند و أقدام به بنيان گذارى شركتهايى كردند كه زندگي خود وكل جوامع راتحت تأثير قرار دادند (البته من به فرزندم توصيه نمى كنم كه در شرايط اقتصادى خودمان چنين ريسكى بكند) اين افراد در جا هايى عنوان نموده اند كه امكان نداشت درهيچ مسير ديگرى از زندگي خود اين حد لذت ميبرده اند ولى همانطور كه آقاى بهرامي گفتند براى همه ميسر نيست كه در شغل هاى لذت بخش مشغول به كار شوند هر شغلى يك سرى ويژگي هاى ذاتى دارد كه قابل تغييرنيستند ولى بسيارى از موارد به مشخصات فرهنگى ومحيطى سازمان ها برمى گردد كه قابل مديريت وتغيير است.

امیرحسین نریمانی

0
مجید چراغی این مطلب رو نوشت. 01 نوامبر 2014

PWC یک سری ملاحظات کلیدی که سازمان ها با توجه به یافته های تحقیق نسل هزاره (NextGen) باید مد نظر قرار دهند را، به شرح زیر عنوان می نماید:

  • ایجاد فرهنگ کاری انعطاف پذیر
  • اهرم قرار دادن فناوری در تمامی زمینه ها
  • افزایش شفافیت در خصوص غرامت، پاداش ها و تصمیمات حرفه
  • ایجاد حس همکاری
  • اهمیت دادن به معرفی و یا سرعت بخشیدن به برنامه تحرک جهانی سازمان
  • ارزیابی تاثیر نسل "Y" بر استراتژی محتمل نیروی کار
  • تخصیص زمان، منابع و انرژی جهت شنیدن مسائل کارکنان و ارتباط با آنها
  • به خاطر داشته باشید که با هر کسی باید برخورد متناسب را داشت

آخرین ویرایش 01 نوامبر 2014

مجید چراغی

0
100557 این مطلب رو نوشت. 01 نوامبر 2014

سلام

راستش را بخواهید کماکان بر سر نظر خود هستم و معتقدم در ایران شرایط لازم برای رشد و تعالی نسل هزاره مطابق با الگویی که در ترجمه راز هزاره:حداکثرِ استفاده از نسل Y تشریح و بیان شده است فراهم نگردید و همین مشکل باعث گردیهد نسل هزاره ایرانی متفاوت با نسل هزاره کشورهای موضوع مقاله باشد، اما با اینکه نسل ما با دو نسل قبل از خود تفاوتهای انکار ناپذیر دارد موافق هستم. یکی از همین تفاوتها این است که بسیار از متولیدن این نسل حاضر نیستند تن به کاری که مایل به انجامش نیستند بدهند... بگذریم

چه پيشنهاداتى براى لذت بخش تر كردن كارحسابرسى داريد؟
شاید بتوان گفت آقای چراغی بسیاری از موارد با اهمیت را بیان کردند، به نظر من با توجه به اینکه سرمایه اصلی یک موسسه حسابرسی نیروی انسانی آن است، داشتن رضایت شغلی کارکان یکی از مهمترین پارامترهای موفقیت موسسات حسابرسی است که با برنامه ریزی بلندمدت و همه جانبه برای پرسنل خصوصا آموزش حرفه‌ای و نیز شفاف سازی مسائلی همچون دورنمای شغلی درون موسسه و ... که برای آنها بسیار مهم است می‌توان کارکردن در فضای یک موسسه حسابرسی را لذت بخش کرد.

آخرین ویرایش 01 نوامبر 2014

samir karamkhani

0
Narimani این مطلب رو نوشت. 01 نوامبر 2014

آقاى چراغى با تشكر از شما بابت اينكه چارچوب كلى را مشخص تر كرديد شايد حالا همكاران أيده هاي شان راروشنتر إبراز كنند ضمنا پيشنهاد ميكنم مصاحبه مدير عامل pwc در مورد next gen-نسل بعدى -را كه درروزنامه دنياى اقتصاد امروز چاپ شده رانيزمطالعه كنيد.

امیرحسین نریمانی


266 نفر از 724 عضو ما 1174 بار در مباحثه ها نظر ارسال کرده اند.